http://iran-backlink.com/wp-content/uploads/2021/03/headcat.png
سفارش سئو

انشا ادبی یک صبح سرد و برفی زمستان پایه دوازدهم

انشا ادبی یک صبح سرد و برفی زمستان پایه دوازدهم

متن ادبی صبح سرد و برفی زمستان پایه دوازدهم

متن ادبی پایه دوازدهم در مورد یک صبح سرد و برفی زمستان صفحه 38

پتو را از روی سر میکشم ناگهان سوزی دردناک می وزد پس از چند ثانیه که چشمانم باز می شود متوجه آن می شوم که بخاریمان  هیزمش تمام شده است. مات و مبهوت به این طرف آن طرف نگاه می کنم متوجه خواهر کوچکم میشوم که از سرما شروع به هزیان گفتن کرده من با اندوهی بسیار به سراغ هیزم میروم. به ناگاه در را باز می کنم و حجم بسیار زیادی از برف وارد خانه میشود سریعاً در را بسته و برمیگردم.از پنجره بیرون را نگاه می کنم گویی در یک زندان بسیار بزرگ شبیه گوانتانامو گرفتار شده‌ایم آری بهمن به روی خانه کوچک ما در یک روستای بسیار کوچک سرازیر شده است.با تمام امیدم از زندگی قطع شد و با خواهر کوچکم شروع به گریه کردن کردیم گویی که دریایی از اشک در خانه ما جمع شده است.خانه همین طور که می گذشت سرد و سرد و سردتر میشد ، کم کم دستهایمان حس و حالش را از دست می‌داد پاهایمان حس و حالش را از دست می‌داد.

در همین حال باز هم امیدم به خدا را از دست نداده بودم و کورسویی از امید در دل من زنده بود اما خواهر کوچکم با توجه به سنش به نظر تمام امیدش را از دست داده بود کم کم بدنمان داشت یخ میزد.به ناگاه یکی داد میزد کمکشون کنی تورو خدا کمکشان کنید زیر بهمن در خانه محبوس شدند بچه‌های من هستند پاره تن من هستند یکی آن طرف تر می گفت آخر چگونه وارد این بهمن بسیار سنگین شویم امکان اش نیست .می گفت امیدت را از دست نده ما میتوانیم فقط تلاش کن و امیدت به خدای بزرگ باشد صدای سهمگینی ناگهان دیوار خانه مان کنده شد و یک بیل میکانیکی وارد خانه‌مان داشت میشد.پدرم به سرعت به سراغ من و خواهرم آمد و ما را از خانه بیرون کشاند.وقتی از خانه بیرون رفتیم گوی منجمد شده بودیم و باید کمی در آفتاب می ایستادیم تا یخ مان باز شود همچون مرغ های منجمد ای که در بازار وجود دارد متاسفانه خواهرم دستانش دیگر توان استفاده نداشت و دکترها پس از بررسی و مشاهده فراوان گفتن که خواهرم باید تحت درمان باشد.

متن ادبی درباره یک صبح سرد و برفی زمستان نگارش دوازدهم

انشا صفحه 38 دوازدهم درباره صبح سرد و برفی

اخطار :

این مطلب کاملا اختصاصی بوده و هرگونه کپی برداری از آن در سایت ها و وبلاگ ها به هرنحوی از نظر ما اشکال دارد و حرام است. در صورت مشاهده هر گونه انتشار و یا کپی برداری، سریعا مراتب به سایت ساماندهی ارجاع داده میشود و همچنین از طریق سایت گوگل به DMCA Report گزارش داده خواهد شد.

استفاده و کپی از این مطلب برای مدرسه ، مکان ها و کلاس های آموزشی هیچ مانعی ندارد و دانش آموزان عزیز می توانند استفاده کنند.

حتما بخوانید ...   متن ادبی صفحه 38 نگارش دوازدهم

درباره ی admin

مسعود عسگری نزدیک به 8 سال است که در حوزه ی اینترنت فعالیت میکنم. علایق بنده : وبمستری سئو توسعه وب طراحی سایت برنامه نویسی و نویسندگی وب سایت

همچنین ببینید

لوگو مرجع انشا

جواب باهم بیندیشیم صفحه 20و21 شیمی یازدهم_بخش اول

21 1 در این نوشته پاسخ پرسش‌های “الف و ب و پ” را می‌خوانید.   …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 − 2 =