بایگانی ماهانه: دی 1398

انشا در مورد بزرگ مرد کوچک

انشا در مورد بزرگ مرد کوچک سرما را با تمام وجودش حس میکنی، میدانم بازوانت از کشیدن بار درد میکند و دردآور تر از آن جا ماندن بارت زیر برف، برف هایی که خود در سرمای آن شب دوام نمی آوردند و اندکی پس از بارش به برف تبدیل میشوند، …

ادامه نوشته »

انشا درمورد فرهاد یعنی نان و نان یعنی

انشا درمورد فرهاد یعنی نان و نان یعنی کولبرها تکه ای از تاریخ این روزهای این سرزمین اند. تکه ای تلخ، تکه ای درد و تکه ای نان. آنها با صخره ها در ستیزند و ستیغ ها را به قصد سکه ای! فتح می کنند. صلابت دیروزشان به ضلالت نان …

ادامه نوشته »
کمک جو