انشا درباره روزی که ادم برفی درست کردم

انشا درباره روزی که ادم برفی درست کردم

انشا درمورد روزی که ادم برفی درست کردم صفحه 21 نگارش پنجم

 

 

انشا درباره روزی که ادم برفی درست کردم | نگارش پنجم صفحه 21

مهارت های نوشتاری پنجم صفحه 21

 

زمستان پارسال برف سختی و خیلی زیادی اومده بود و به شدت هوا سرد بود.

به پیشنهاد من ، با خانواده قرار شد که چایی و نوشیدنی های گرم ببریم و بریم بیرون.

به ارتفاعات کوهی که نزدیک خانمان بود رفتیم.

لباس های خیلی گرمی پوشیده بودیم اما جواب سرمارو نمیداد.

اول کار یک خورده برف بازی کردیم و چنان با برف میکوبیدم که پدرم که دردش میگرفت.

بعد از کلی برف بازی ، پدرم پیشنهاد داد که ادم برفی درست کنیم.

بعد از صرف چایی شروع کردیم به ادم برفی درست کردن.

سه تا گلوله برف بزرگ درست کردیم و روی هم چیدیم و بعد ادم برفی را درست کردیم.

اما ادم برفی ما دماغ نداشت.

پدرم فورا رفت توی ماشین و یک خودکار برای ادم برفی دراورد.

حالا ادم برفی ما ساخته شده.

اما نگرانش بودم که فردا هوا گرم بشه آدم برفی ما از بین میره.

خلاصه در اون هوای زیبا و سر زمستانی ادم برفی درست کردیم که هرروز مسیرمان بود و ان را میدیم

از توی ماشین سلامش کردم.

اینم از انشای من درباره ادم برفی که درست کردم.

 

انشا درباره روزی که ادم برفی درست کردم

توجه     توجه     توجه

این مطلب کاملا اختصاصی بوده و هرگونه کپی برداری به هرنحوی از نظر ما اشکال دارد و حرام است

حتما بخوانید ...   فعالیت صفحه 92 مطالعات اجتماعی پایه ششم

درباره ی admin

نزدیک به 8 سال است که در حوزه ی اینترنت فعالیت میکنم. علایق بنده : وبمستری سئو توسعه وب طراحی سایت برنامه نویسی و نویسندگی وب سایت

همچنین ببینید

لوگو مرجع انشا

جواب باهم بیندیشیم صفحه 20و21 شیمی یازدهم_بخش دوم

در این نوشته پاسخ پرسش‌های “ت و ث” را می‌خوانید. برای مشاهده بخش اول(پاسخ پرسش‌های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یک × 1 =